تبليغاتX
هیئت جوانان منتظر المهدی (عج)
   السلام علیک یا اباعبدالله ،خدایم تا خداست و این عالم به پاست مسیر قلب من به سوی کربلاست   
   http://SMSmazhabi.blogfa.com : به منظور گسترش فرهنگ ایرانی و اسلامی با ارسال پیام های خود وبلاگ ما را پر بار کنید : http://SMSmazhabi.blogfa.com   
 

منوی اصلی

صفحه نخست
پست الكترونيك
آرشيو مطالب
عناوين مطالب وبلاگ
تعداد بازديدها:


در باره من

اللهم عجل لوليك الفرج و العافيه و النصر و اجعلنا من خير انصاره و اعوانه و المستشهدين بين يديه
هر که خواهد منزل ما را بداند گو بيا کوچه مهر و خيابان وفا ؛ ميدان عشق
برای دریافت خبرنامه هیئت عضو شوید - انتخاب تعداد صلوات روزانه را فراموش نکنید.
 

آرشیو مطالب

· هفته چهارم آذر 1387
· آبان 1388
· مهر 1388
· شهریور 1388
· مرداد 1388
· تیر 1388
· خرداد 1388
· اردیبهشت 1388
· فروردین 1388
· بهمن 1387
· دی 1387
· آذر 1387
· آبان 1387
· مهر 1387
· شهریور 1387
· مرداد 1387
· تیر 1387
· خرداد 1387
· اردیبهشت 1387
· بهمن 1386
· دی 1386
· آذر 1386
· آبان 1386
· مهر 1386
· شهریور 1386
· مرداد 1386
· تیر 1386
· خرداد 1386
· اردیبهشت 1386
· فروردین 1386
· اسفند 1385
· بهمن 1385
· دی 1385

پيوندهاي روزانه

· gaza بمب گوگلی برای غزه غزه
· عرضه سخنرانی استاد پناهیان
· صالحین
· مرکز اطلاع رسانی اباصالح
· به سوی ظهور (طرح ختم صلوات)

آرشیو موضوعی

· اباصالح المهدی (عج)
· سید الشهدا (ع)
· امیر المومنین (ع)
· ریحانه النبی (س)
· رسول الله (صلی)
· هیئت جوانان منتظر المهدی (عج)

پيوندهـــــــــا

· مجمع کوثر ولایت قم
· هیئت بلاگ
· چهار قل
· کانون وبلاگ نویسان مذهبی
· اللهم عجل لولیک الفرج
· اللهم عجل لولیک الفرج
· صفحات انتظار در فراق گل نرگس
· یا اباصالح المهدی ادرکنی
· به وبلاگ المهدی خوش آمدی
· یا اباصالح المهدی (عج)
· مركز فرهنگي شهيد آويني
· کنیزان حضرت زهراء(س)
· چون او گفتن
· هیات دارالقرآن امام حسین (ع)
· اباالفضل (ع)
· حوزه
· شهید ولایت حضرت زهرا (س)
· بیقرار ظهور
· پاک مردان
· ويژه مَهدي منتَظَر
· آمده ام تا یوسف بخرم
· حق الیقین
· امید انتظار من
· سرزمین نور
· ردپای ایمان
· ریحانه النبی (س)
· حزب الله مي رزمد
· منتظر ظهور
· حـــــــــرف دل
· : : الهی نامه : :
· امام حاضر
· زمزمه دلتنگی در فراق یوسف زهـرا
· ....نسيم بهشت پنجره اي رو به آسمان....
· در محضر نائب الامام
· به يقين يوسف ما آمدني است
· يا ابا الصالح المهدي(عج)ادركني
· مهر بیکران
· خیلفه دوم بشناسید
· صــدای شـیــعــه
· خاطراتی از خدام حرم مطهر امام رضا (ع)
· یا ابا صالح مهدی
· تموم هستیه من انتــــــــــــظار
· اللهم عجل لولیک الفرج
· هئیت انصارالحسین علیه السلام
· تو بگو منتظرم یا نه (بی پناه)
· مبارزه با تهاجم فرهنگی دشمن
· فدایی سید علی
· يـــــــا عشـــــــق ادركنـــــــي
· خادمین اهل بیت
· روضه آب- خدمات صلواتي صوت و کلیپ و لوگو و بنر
· گلگفته (سیر و سلوک)
· ××× شب هجران ×××
· وبلاگ گروپ مذهبی حزب الله ایران
· گروپ مذهبی حزب الله ایران
· گل نرگس
· کبوتر (باران خواهد بارید)
· يوسف گمگشته (یه بیقــــرار)
· صفحات انتظار (عبد عاصی)
· صهیونیسم دروغ بزرگ (مهدی)
· موعود (قاصد سحر)
· تا جمعه ي ظهور (مجتبي رستم آبادي)
· اسلام حقیقی (خادم الامام)
· دلدادگان (حامد)
· مسیحا نفس (شوريده تر از فرهاد)
· مسیحای من (آسمون)
· دل نوشته هاي يك بچه بسيجي (حاج حسین)
· یوسف زهرا (منتظر)
· شاید این جمعه بیایدشاید...(سید ایلیا)
· او خواهد آمد .... (منتظر)
· سرخ
· کاروان دل (یوسف رحیمی)
· سروده هاي من (مجيد رجبی)
· هیئت محبان جوادالائمه(ع) غرب تهران
· × محبوب ×
· انتظار (مهدی میری)
· عشق (سید مقداد)
· اشعار سید محمد رضا هاشمی زاده
· مادر خوبیها - حضرت زهرا (س) (مرتضی)
· امام زمان(عج) (سمیه)
· شیدای سبز (سید مصطفی)
· اشک مهدی
· دنیا بی مهدی صفا نداره...
· دریای هدایت الهی (حسین اسلامی)
· ساحل دل (ريـحـــانــه)
· قاصدکهای سوخت (حاج سعید حدادیان)
· حقيقت اسلام
· کافشین (کریم شاهزاده)
· به رنگ انتظار (زهرا)
· مبارز ( یک بچّه مسلمان)
· پیامک های مبارز ( یک بچّه مسلمان)
· مبارز (محسن اردستانی رستمی)
· گردان تخریب
· هيئت جوانان حضرت علي اکبر (ع) - شمالغرب تهران
· قالب های مذهبی بلاگفا
· بیاتو جوانه سابق
· قالب های مذهبی

امکانات


اين سایت را صفحه خانگي خود كنید ! تماس با مدیر سایت ! اضافه کردن این سایت به علاقه مندیها ! لینک RSS

العجل العجل يا مولاي يا صاحب الزمان

 

طراح قالب

امیرحسین مهدی پور


Powered By
BLOGFA.COM

سفرنامه اشک

خودت بگو از کجا شروع کنم؟

از «جنوب» که نخلستانهایش مثل دلم داغند یا از «شمال» که شالیهایش مثل شال تو سبز.

از «شرق» که صبح را در خاکهای تشنه‌اش انتظار می‌کشد و یا از «غرب» که هنوز غروب را در سرسختی کوه‌هایش باور نکرده است.

بگذار از سمت خودم سفر کنم. هرچند فرقی نمی‌کند. همه‌ی دشتها مثل «تنگستان» برایت دلتنگی می‌کنند.

«بندر عباس» گفته فامیلش را عوض کنند. همه‌ی آرزویش این است که بندر تو باشد.

«زاهدان» از وقتی قصه‌ی زیبایی‌ات را از عارفان شنید، لب مرزهای عاشقی نشسته و نی‌ می‌زند.

«اهواز» دنبال پسری دیگر از «مهزیار» می‌گردد که حاجی عرفاتت شود و شاعر مشعرت.

بی تو «خرمشهر» ... چه خرمی؟ «آبادان» ... چه آبادی؟ ... چه خرمی، ... کدام آبادی؟

فرهادهای «کرمانشاه» این روزها بر سینه‌ی «بیستون»، شیرینی عشق خسرویی را تیشه می‌زنند که در راه است.

چقدر هوای نسیمِ تو را کرده‌اند، بادگیرهای «یزد».

و منتظر است «کرمان» که بیایی و دلش را فرش کند زیر قدمهایت.

«شیراز» هنوز «داد از غم تنهایی...» می‌کشد و در حسرت خالت «سمرقند و بخارا» روی دستش مانده.

آنقدر اشک ریخته‌اند نرگس‌زارهای «کازرون» که «دریاچه پریشان» دلش شور می‌زند و نی‌ها از گوشه‌ی دلتنگیش سر می‌روند.

عمری است بی تو، از خجالتِ اسمش، این «زاینده رود» سر به مرداب می‌گذارد.

چقدر میانشان دوید و فرجی نشد؛ برای «اصفهان» شاید «چهل ستون» کم بود.

اهل «کاشان» هم که روزگارشان بد نبود، بی تو نه روزگار خوشی دارند و نه سر سوزن ذوقی.

بگو این لاله‌های واژگون کی سرشان را بالا بگیرند و بی هیچ شرمی عشق را در دامن «دنا» فریاد کنند؟

به خاطر نگاه تو «جمکران» آنقدر به خودش رسیده، که «قم» از ترس چشم زخم، حق دارد یک «دریاچه نمک» با خودش بردارد.

«تهران» هوای تازه‌ات را انگار از یاد برده است. اینجا دیگر آسمان اول هم به زور پیداست، از سرِ ظهر عابرانِ ولی عصر تنها منتظر شبند که پایان بدهد به یک روز خسته‌ی دیگر.

«تبریز» در تب دیدنت می‌سوزد و سرما را این روزها با استخوانهایش نه،... با قلبش حس می‌کند.

«رشت» پر است از «میرزا کوچک» که در سکوت جنگل می‌گریند و «نهضتِ» اشکشان سرایت می‌کند به چشمه‌های «ساری».

«مشهد» شاهد است که چند بار آمدی و نماندی. وقتی به حرم می‌رسی، آسمانِ صحنها را دو خورشید روشن‌ می‌کند. کبوترها می‌نشنیند به تماشا، تا بالهایشان نسوزد. وقتی می‌روی بال کبوترها نسوخته، اما دل پروانه‌ها چرا.

با اینکه رفته‌ای چقدر هستی! درست میان این دانه‌ها که می‌بارند و کنار این سنگها که روی سنگ بند می‌شوند و روی تبسمهایی که گاهی رنگی به لبها‌ می‌دهند. جای خالیت پر  از عطش است و دوریت پر از دوستی.

اما اگر خواستی برگردی، پیراهن اضافی بردار. این درو و بر،  هنوز «برادران غیور»‌ت پرسه می‌زنند.


منبع وبلاگ کربلایی - نوشته‌ای که از خواندنش لذت می‌بری

 نوشته شده توسط منتظر ظهور در تاریخ پنجشنبه 2 مهر1388 با موضوع اباصالح المهدی (عج)
يا رب زغمش تا چند خونم به جگر آيد / بنشسته سر راهش شايد زسفر آيد

يا رب زغمش تا چند خونم به جگر آيد

بنشسته سر راهش شايد  زسفر آيد

تا چند بنالم زار شب تا به سحر از هجر

كوكب شمرم هر شب شايد كه سحر آيد

هر دم كه رخش بينم خواهم دگرش ديدن

بازش نگرم شايد يكبار دگر آيد

از ديده نهان اما اندر دل من جايش

او را طلبم هر شب شايد كه زدر آيد

با كس نتوانم گفت من راز درون خود

كز درد غم هجرش دل را به چه به سر آيد

ميسوزم و ميسازم از درد فراق اما 

تير غم او بر دل افزون ز شمر آيد

حيران به فغان تا چند از ديده  گهر ريزد

با ياد لقاي شاه اشكش ز بصر آيد

 از مرحوم علامه مير جهاني

 نوشته شده توسط منتظر ظهور در تاریخ پنجشنبه 26 شهریور1388 با موضوع اباصالح المهدی (عج)
طلوع خورشید عشق..در شکوه انتظار

http://najva.persiangig.com/image/najva%206/emam%20zaman%20(1).jpg

...(.طلوع خورشید عشق..در شکوه انتظار )...مهدی موعود زهرا س...بر عاشقان
ومنتظران حضرتش فرخنده.....
.........................
ای شکوفا تر زگـــلها...وسعت سبز بهــــاری

روشنی بخش دل ما...باهمه چشـم انتظاری

کی شکوفا میشوی تو....در بهـــــــار آرزوهــا

تا دلم پروانــــه گردد....در هــوای بیـــــــقراری

سوختیم از داغ هجران...هُرمی از اتش بدلهـا

در کویر سیــنه هامان....ای زلال رود جـــــاری

ای طبیب آشــنای....پهلوی مجـــروح زهــــــرا

در جهان مرهم گذا ر ِ..سیــنه های داغداری

سالها لب..تشنه بودن...باامیـــدی از شکفتن

تشنه ایم ای روح باران....تا به قــلب ما بباری

ای گل نرگس شکوفا.نیمه ی شعبان شدی تو

مهـــــدیا رمــز شکفتن.. در بهـــــــــار لاله زاری

کی می آیی آفتـــــابا..در گل افشان ظهـــورت

کهکشانی از ســـــتاره....در نگــــاه ما بکـــاری.........سید محمدرضا هاشمی زا ده

http://i3.tinypic.com/2eul7p2.jpg

 نوشته شده توسط منتظر ظهور در تاریخ سه شنبه 13 مرداد1388 با موضوع اباصالح المهدی (عج)
ثانیه ها در انتظار

ثانیه ها در انتظار

بسم رب المهدیஜ

ஜ سكانس اول..................................پيشكشي به محضر حجة بن الحسن(عج) ஜ

ايام بگذرانم در انتظار مهدي 

قدر و دخان بخوانم در انتظار مهدي 


در بين هر مناجات با وعده ملاقات 

ساعات بگذرانم در انتظار مهدي 


جمعه به جمعه نالم ناله برد مجالم 

ياسين و ندبه خوانم در انتظار مهدي 

با سوره تبارك در اين مه مبارك 

همچون فرشتگانم در انتظار مهدي 


اي پيك هر شب من لبيك بر لب من 

اين است ارمغانم در انتظار مهدي 

ஜ سكانس دوم.............................................پيراهن يوسف و ابراهيم كجاست ؟ ஜ

مرحوم شيخ صدوق ، راوندى و بعضى ديگر از بزرگان

به نقل از مفضّل بن عمرو حكايت كند:

روزى در خدمت حضرت صادق آل محمّد صلوات اللّه عليهم اجمعين نشسته بودم ،

آن حضرت فرمود: آيا مى دانى پيراهن حضرت يوسف عليه السلام چه بود و كجاست ؟

عرض كردم : خير، نمى دانم ؛ شما بفرمائيد تا فرا بگيرم .

امام عليه السلام فرمود:

چون حضرت ابراهيم عليه السلام را خواستند داخل آتش بيندازند،

جبرئيل امين عليه السلام پيراهنى از لباس هاى بهشتى برايش آورد

و بر او پوشانيد و آتش در مقابلش سرد و بى اءثر شد.

و در آخرين روز حياتش آن را تحويل حضرت اسحاق عليه السلام داد

و او نيز پيراهن را بر حضرت يعقوب عليه السلام پوشانيد كه اندازه قامت او بود.

و هنگامى كه حضرت يوسف عليه السلام به دنيا آمد،

پدرش آن پيراهن را بر يوسف پوشانيد،

تا آن جائى كه همان پيراهن را توسّط برادرانش

براى پدر خود - كه نابينا گشته بود - فرستاد و او بينا گرديد

و اين همان پيراهن بهشتى بود.

عرض كردم : اكنون آن پيراهن كجاست و چه خواهد شد؟

فرمود: الا ن نزد اهلش مى باشد و در نهايت ،

تقديم مهدی آل محمّد صلوات اللّه عليه خواهد شد.

و هنگامى كه آن حضرت ظهور نمايد، آن پيراهن را بر تن مبارك خود مى نمايد

و تمام مؤ منين در شرق و غرب دنيا، هر كجا كه باشند

بوى خوش ‍ آن را استشمام خواهند كرد.

و او - يعنى ؛ امام زمان عجّل اللّه تعالى فرجه الشّريف -

در تمام امور وارث تمامى پيغمبران الهى مى باشد

منبع: إكمال الدّين : ص 327، ح 7،

ஜ سكانس سوم..........................................................................حدیث گرافیک ஜ

 

ஜ سكانس چهارم.............................................ظهور از پشت پرده با خصوصيّات ஜ

يكى از اصحاب امام حسن عسكرى عليه السلام

به نام يعقوب بن منقوش ‍حكايت كند:

روزى به منزل حضرت ابومحمّد، امام حسن عسكرى عليه السلام وارد شدم ،

حضرت داخل ايوان جلوى يكى از اتاق ها نشسته بود

و سمت راست امام عليه السلام پرده اى جلوى درب اتاق آويزان بود،

خدمت حضرت عرض كردم : ياابن رسول اللّه ! امام و صاحب ولايت بعد از شما كيست ؟

فرمود: پرده را بالا بزن ، تا متوجّه شوى !

همين كه پرده را بالا زدم ،

كودكى پنج ساله را در قيافه نوجوانى ده ساله با اين خصوصيات نمايان شد:

چهره سفيد و نورانى ، ابروانى كشيده و با فاصله ،

كفان دست درشت و غليظ، شانه هاى بزرگ و بافاصله

و در سمت راست گونه اش خالى سياه وجود داشت .

سپس آن كودك ، با وقار و هيبتى مخصوص

به طرف پدر بزرگوارش امام حسن عسكرى عليه السلام جلو آمد؛

و در بغل پدر، روى زانويش ‍ نشست .

بعد از آن امام عسكرى عليه السلام به من فرمود:

اى يعقوب ! اين كودك بعد از من امام و صاحب شماها خواهد بود.

همين كه سخن پدر تمام شد و او را معرّفى نمود،

از روى زانوى پدر برخاست و پدرش اظهار نمود:

اى عزيزم ! اى پسرم ! در حال حاضر داخل برو و مخفى باش تا آن هنگامى كه

خداوند متعال اراده كند.و چون آن حجّت خدا وارد اندرون منزل شد،

امام حسن عسكرى عليه السلام مرا مخاطب قرار داد و فرمود:

اى يعقوب ! اكنون بلند شو و داخل اتاق را خوب نظر كن كه چه مى بينى ؟

پس طبق فرمان امام عليه السلام بلند شدم

و هر چه به اطراف نگاه كردم كسى را نيافتم ؛

و متوجّه شدم كه حجّت خدا از چشم ها ناپديد و غايب شده است

منبع: إعلام الورى طبرسى : ج 2، ص 250

ஜ سكانس پنجم.............................................................................یادگار ماندگارஜ

یک لحظه از خدا غافل مباشید.غفلت از مبدا قدرت انسان را به هلاکت می رساند.

امام خمینی(ره)

وقتی با حضرت عزرائیل رفیق شوی غصه هایت کم میشود.

حاج اسماعیل دولابی

هر مرتبه از مراتب قرب را مقربی است که بالاترین آن ها نماز است.

آیت ا... بهجت

اگر از راه غیر خدا می خواهید ثروت بدست آورید فقیر خواهید شد.

آیت ا.. حق شناس

ஜ سكانس ششم.................................................یاعلی گفتیم وعشق آغاز شد ஜ

طبق رسم هر ساله که ختم صلواتی از میلاد اول امام عالم تا خاتم امامان داریم

(از13رجب تا نیمه شعبان)

امسال هم این رسم رو ادامه می دیم.

امیدوارم این طرح چون سال قبل مورد استقبال قرار بگیره.

نیت ختم صلوات هم سلامتی وتعجیل در ظهور ....

مثل همیشه میگم مهم نیست چندتا باشه مهم اینه خالص باشه...

پس یاعلی....

یاعلی گفتیم وعشق آغاز شد...

تا به حال ۲۲۳۴۰ صلوات تقبل شده است

ஜ سكانس هفتم........................................................ویژه نامه نیمه شعبان ஜ

ویژه نامه نیمه شعبان را در نشریه الکترونیکی ساعت صفر مطالعه فرمایید!


منبع وبلاگ ستاره ی شبای ناپدید

 نوشته شده توسط منتظر ظهور در تاریخ یکشنبه 28 تیر1388 با موضوع اباصالح المهدی (عج)
آن سفر کرده که صد قافله دل همره اوست-هرکجا هست خدایا تو سلامت دارش

هزارو سیصد و هشتاد و هشت بار دگر

پرید پلک و کسی ضربه ای نزد بر در

و انتظار سکوتی که باز هم نشکست

حکایتی است که هر جمعه خوانده ایم از سر

دوباره هفته ی من هفت خوان تنهائی است

دوباره قصه ی تلخی که گشته ایم از بر

چقدر بین من و تو .... چقدر فاصله است

تو شرق نابی و ما مغربیم و مغرب تر

تو مثل ابر بهاری . بهار تشنه ی توست

حریق تشنگی اش را شبی ببار و ببر

نیامدی و بهار از کنار خانه گذشت

و قلب باغچه لرزید و غنچه شد پرپر

چه سال نوری دوری ست سال آمدنت

کجای این شب مسدود می رسم به سحر

اگر تو باز نیایی منم که می آیم

کران کران همه آفاق را به پای خطر

دوباره از که بپرسم؟ مرا شناخته اند

قناری قفس و فالگیر پشت گذر

چه قدر فال گرفتم برای آمدنت

خلاصه ی همه یک شعر بود: شعر سفر

سفر حکایت تلخی ست بی تو تلخ تر است

کجاست خانه ی دورت؟ مرا به خانه ببر........................


منبع : وبلاگ چشم انتظار (امیر عباسی)

 نوشته شده توسط منتظر ظهور در تاریخ سه شنبه 23 تیر1388 با موضوع اباصالح المهدی (عج)
شعر برای حضرت مهدی (عج)

منبع بانک شعر  > حضرت مهدی (عج)

حضرت صاحب الامر و الزمان (ارواحنا فداه)

1) غروب جمعه شد و ...

 

غروب جمعه شد و باد ايستاده بيايی

كه فرش پای تو باشد اگر پياده بيايی

و آب سينه سپر كرده بر عناصر ديگر

كه روی شانه ی خيسش قدم نهاده بيايی

و جمعه هاست جدل می كنند يكسره باهم

ز راه چشم ز دل از كدام جاده بيايی

بخوانمت به همين واژه های الكن و خيسم

ببينمت به همين لحن صاف و ساده بيايی

غروب جمعه شد و كفش هام جفت شدند

دلم تپيد كه شايد اجازه داده بيايی

علی كريمی كلايه


 

2) تو حاضری بی آنکه .....

 

گاهی اگر با ماه صحبت كرده باشی

از ما اگر پيشش شكايت كرده باشی

گاهی اگر در چاه مانند پدر آه

اندوه مادر را حكايت كرده باشی

گاهی اگر زير درختان مدينه

بعد از زيارت استراحت كرده باشی

(به ادامه مطلب توجه کنید )


بر آمد خبری در راه است

سرخوش آن دل که از آن آگاه است

شاید این جمعه بیاید...شاید

پرده از چهره گشاید...شاید

شاید

(کامل این شعر در ادامه مطلب)

اللهم عجل لولیک الفرج


ادامه مطلب
 نوشته شده توسط منتظر ظهور در تاریخ یکشنبه 27 اردیبهشت1388 با موضوع اباصالح المهدی (عج)
دلم گرفته خدایا تو دلنوازی کن...من آمدم گدایی تو هم خدایی کن

از وبلاگ امید انتظار من

بسم رب المهدی(عج)

چشم من و وفای تو ای مه آشنای من

تیر بزن به قلب من جفای تو وفای من

 

سینه ز داغ عشق تو رفته به کوی بی نشان

داد از این غریبی و ناله ی بی نوای من

 

سوخته جان در طلبت ای نگه تو آرزو

در دل خونین من و سینه ی پر بلای من

 

شد دل بیمار من از دوری تو قرین تب

نه مکن خبر طبیب یار بود دوای من

 

بسر شود روز و شبم در آرزویت ای صنم

دگر نمانده روز و شب در برم ای صفای من

 

آه که آه دل من صدا نمانده در برش

آه که از صدای تو گرفته شد صدای من

 

سوخت وجود بی رمق ز داغ دوری عجبا

که آب هم نمی دهد دمی دگر شفای من

 

رانده ز خلق این جهان خانه خراب تو شدم

منزل تو دیده ی من دار حزین سرای من

 

از همه جای این جهان بریده ام ز عشق تو

هیچ نخواهم از جهان جز نگهت برای من

 

ناز مکن دگر برم ناز تو بس کشیده ام

بین که دگر نهیب هم به من زند خدای من

 

روم اگر ز عالمت به عالمی دگر زهی

که یادتر کنم تو را به عالم بقای من

 

يا اباعبدالله الحسين(ع)

 نوشته شده توسط منتظر ظهور در تاریخ یکشنبه 27 بهمن1387 با موضوع اباصالح المهدی (عج)
از آسمان و از زمين به عشق تو گذشته ام


بسم رب المهدي

از آسمان و از زمين به عشق تو گذشته ام

اي آسماني اي عزيز من به تو دل سپرده ام

 

كوچه به كوچه شهر را از پي تو دويده ام

در همه جاي اين ديار نام تو را شنيده ام

 

در آرزوي وصل تو از همه دل بريده ام

بلكه رسد نگاه تو بر دل داغديده ام

 

درد و غم زمانه را به جان و دل خريده ام

تا نرسد به تو غمي منجي جاودانه ام

 

ساحل چشمان تو را به آرزو نشسته ام

لاله سرخ عشق تو بر دل خود كشيده ام


شعر از وبلاگ  امید انتظار من

 

 نوشته شده توسط منتظر ظهور در تاریخ دوشنبه 20 خرداد1387 با موضوع اباصالح المهدی (عج)
گوشه چشمي اگر برم كني پير نمي شوم
 

بسم رب الحسین

با سلام و عرض تسلیت به مناسبت ایام محرم

از اینکه دیر به دیر به دوستان عزیز سر نمیزنم واقعا عذر می خوام

متاسفانه یه مدتی به دلایلی نمی تونم زیاد سر بزنم

اما دعاگوی شما بزرگواران هستم

شما هم این بنده ی حقیر رو از دعای خیرتون بی نصیب نزارین

خیلی خیلی محتاج دعام

موفق باشید

یا علی

 

گوشه چشمي اگر برم كني پير نمي شوم

از نگاه تو مولا بخدا سير نمي شوم

 

درد من اين است كه چرا چرا نمي آيي

اگر بيايي دگر از جمعه ها دلگير نمي شوم

 

مي ميرم از دوريت مي سوزم از همه درد

با دعاي تو منِ منتظر گوشه گير نمي شوم

 

به آن موي نازنينت كه من بي قرارم

تو گر سوي من بيايي بي نصير نمي شوم

 

جمعه ها مي گذرد چه ثانيه ها كه مي رود

گر بيايي دگر من در اين لحظه ها اسير نمي شوم

 

اي منتظَر گر نگاهي به منتظِر كني

به مادرت زهرا(س) كه راهي كوير نمي شوم


منبع وبلاگ امید انتظار

 نوشته شده توسط منتظر ظهور در تاریخ جمعه 5 بهمن1386 با موضوع اباصالح المهدی (عج)
دریچه ای به باغ رباعی و دوبیتی (سید محمد رضا هاشمی زاده)

یا قائم آل محمد

منبع : دریچه ای به باغ رباعی و دوبیتی

(شاعر سيد محمد رضا هاشمی زاده)

 

........رباعي.........

انتظار

هجر تو ز درد و داغ دلگيرم کرد

اندوه و غم زمان زمين گيرم کرد

گفتند که جــمعه مـــيرسي از کعبه

اين رفتن جمعه جمعه ها پيرم کرد

ـــــــــــــ

چشمان تو باز صحنه سازي کردند

در کشور دل چه ترکتــــازي کردند

با شيوه ي مرگ و زندگي با دل من

چشمان تو در دو نقش بازي کردند

 

ـــــــــــــ

دستي که چو شعله ها سراپايت کرد

لبريز زموج مــثل دريـــايـــت کرد

تو خرمن آتــــشــي که تنها از دور

بي دغـــدغه مي شود تماشايت کرد

ـــــــــــــ

ديشب به دلم نشستي اي ماه به شعر

درد و غم تو چکيد چون آه به شعر

امشب ز دو چشم خود تو راباريدم

در وسعت اشک و آه همراه به شعر

ـــــــــــــ

از گريه پُرم چو شاخ باران خورده

چون بغض شکسته داغ ياران خورده

چون عابر دلشکسته ي خاک آلود

در جاده ي زخمي سواران خورده

اباصالح المهدی ادرکنی 

........دوبيتي.........

مرا چــشم تري چون رود دادنــد

دلي غمگيــــن و درد آلــود دادند

ره ورسم جهان اين بود از آغاز

به هر کس هر چه لايق بود دادند

 

ـــــــــــــ

دوبــيتي هاي در دفتر نشسته

دل تنگي است پشت در نشسته

دل من خرمني آتش گرفته است

که در حجمي زخاکستر نشسته

ـــــــــــــ

برو تا اين حــــوالي برنگردي

به اين آشفـــــته حالي بر نگردي

بگير اين دل ،دل زخمي کز اينجا

تو هم با دست خالي بر نگردي

ـــــــــــــ

من و تـو اتــفاقي ســـاده بوديم

پياده همســفر در جــــاده بوديم

دوبرگ تشنه ي خشکيده در باد

کــنــار دست آب افتـــاده بوديم

اباصالح المهدی ادرکنی

 

 

بينوايم، نوا نمي خواهم

 

دردمندم، دوا نمي خواهم

 

يوسف زهرا به تو سوگند

 

از خدا جز تو را نمي خواهم

 

(سمیرا)

 نوشته شده توسط منتظر ظهور در تاریخ چهارشنبه 12 دی1386 با موضوع اباصالح المهدی (عج)
Type Writer Status Bar