تبليغاتX
هیئت جوانان منتظر المهدی (عج)
   السلام علیک یا اباعبدالله ،خدایم تا خداست و این عالم به پاست مسیر قلب من به سوی کربلاست   
   http://SMSmazhabi.blogfa.com : به منظور گسترش فرهنگ ایرانی و اسلامی با ارسال پیام های خود وبلاگ ما را پر بار کنید : http://SMSmazhabi.blogfa.com   
 

منوی اصلی

صفحه نخست
پست الكترونيك
آرشيو مطالب
عناوين مطالب وبلاگ
تعداد بازديدها:


در باره من

اللهم عجل لوليك الفرج و العافيه و النصر و اجعلنا من خير انصاره و اعوانه و المستشهدين بين يديه
هر که خواهد منزل ما را بداند گو بيا کوچه مهر و خيابان وفا ؛ ميدان عشق
برای دریافت خبرنامه هیئت عضو شوید - انتخاب تعداد صلوات روزانه را فراموش نکنید.
 

آرشیو مطالب

· هفته چهارم آذر 1387
· آبان 1388
· مهر 1388
· شهریور 1388
· مرداد 1388
· تیر 1388
· خرداد 1388
· اردیبهشت 1388
· فروردین 1388
· بهمن 1387
· دی 1387
· آذر 1387
· آبان 1387
· مهر 1387
· شهریور 1387
· مرداد 1387
· تیر 1387
· خرداد 1387
· اردیبهشت 1387
· بهمن 1386
· دی 1386
· آذر 1386
· آبان 1386
· مهر 1386
· شهریور 1386
· مرداد 1386
· تیر 1386
· خرداد 1386
· اردیبهشت 1386
· فروردین 1386
· اسفند 1385
· بهمن 1385
· دی 1385

پيوندهاي روزانه

· gaza بمب گوگلی برای غزه غزه
· عرضه سخنرانی استاد پناهیان
· صالحین
· مرکز اطلاع رسانی اباصالح
· به سوی ظهور (طرح ختم صلوات)

آرشیو موضوعی

· اباصالح المهدی (عج)
· سید الشهدا (ع)
· امیر المومنین (ع)
· ریحانه النبی (س)
· رسول الله (صلی)
· هیئت جوانان منتظر المهدی (عج)

پيوندهـــــــــا

· مجمع کوثر ولایت قم
· هیئت بلاگ
· چهار قل
· کانون وبلاگ نویسان مذهبی
· اللهم عجل لولیک الفرج
· اللهم عجل لولیک الفرج
· صفحات انتظار در فراق گل نرگس
· یا اباصالح المهدی ادرکنی
· به وبلاگ المهدی خوش آمدی
· یا اباصالح المهدی (عج)
· مركز فرهنگي شهيد آويني
· کنیزان حضرت زهراء(س)
· چون او گفتن
· هیات دارالقرآن امام حسین (ع)
· اباالفضل (ع)
· حوزه
· شهید ولایت حضرت زهرا (س)
· بیقرار ظهور
· پاک مردان
· ويژه مَهدي منتَظَر
· آمده ام تا یوسف بخرم
· حق الیقین
· امید انتظار من
· سرزمین نور
· ردپای ایمان
· ریحانه النبی (س)
· حزب الله مي رزمد
· منتظر ظهور
· حـــــــــرف دل
· : : الهی نامه : :
· امام حاضر
· زمزمه دلتنگی در فراق یوسف زهـرا
· ....نسيم بهشت پنجره اي رو به آسمان....
· در محضر نائب الامام
· به يقين يوسف ما آمدني است
· يا ابا الصالح المهدي(عج)ادركني
· مهر بیکران
· خیلفه دوم بشناسید
· صــدای شـیــعــه
· خاطراتی از خدام حرم مطهر امام رضا (ع)
· یا ابا صالح مهدی
· تموم هستیه من انتــــــــــــظار
· اللهم عجل لولیک الفرج
· هئیت انصارالحسین علیه السلام
· تو بگو منتظرم یا نه (بی پناه)
· مبارزه با تهاجم فرهنگی دشمن
· فدایی سید علی
· يـــــــا عشـــــــق ادركنـــــــي
· خادمین اهل بیت
· روضه آب- خدمات صلواتي صوت و کلیپ و لوگو و بنر
· گلگفته (سیر و سلوک)
· ××× شب هجران ×××
· وبلاگ گروپ مذهبی حزب الله ایران
· گروپ مذهبی حزب الله ایران
· گل نرگس
· کبوتر (باران خواهد بارید)
· يوسف گمگشته (یه بیقــــرار)
· صفحات انتظار (عبد عاصی)
· صهیونیسم دروغ بزرگ (مهدی)
· موعود (قاصد سحر)
· تا جمعه ي ظهور (مجتبي رستم آبادي)
· اسلام حقیقی (خادم الامام)
· دلدادگان (حامد)
· مسیحا نفس (شوريده تر از فرهاد)
· مسیحای من (آسمون)
· دل نوشته هاي يك بچه بسيجي (حاج حسین)
· یوسف زهرا (منتظر)
· شاید این جمعه بیایدشاید...(سید ایلیا)
· او خواهد آمد .... (منتظر)
· سرخ
· کاروان دل (یوسف رحیمی)
· سروده هاي من (مجيد رجبی)
· هیئت محبان جوادالائمه(ع) غرب تهران
· × محبوب ×
· انتظار (مهدی میری)
· عشق (سید مقداد)
· اشعار سید محمد رضا هاشمی زاده
· مادر خوبیها - حضرت زهرا (س) (مرتضی)
· امام زمان(عج) (سمیه)
· شیدای سبز (سید مصطفی)
· اشک مهدی
· دنیا بی مهدی صفا نداره...
· دریای هدایت الهی (حسین اسلامی)
· ساحل دل (ريـحـــانــه)
· قاصدکهای سوخت (حاج سعید حدادیان)
· حقيقت اسلام
· کافشین (کریم شاهزاده)
· به رنگ انتظار (زهرا)
· مبارز ( یک بچّه مسلمان)
· پیامک های مبارز ( یک بچّه مسلمان)
· مبارز (محسن اردستانی رستمی)
· گردان تخریب
· هيئت جوانان حضرت علي اکبر (ع) - شمالغرب تهران
· قالب های مذهبی بلاگفا
· بیاتو جوانه سابق
· قالب های مذهبی

امکانات


اين سایت را صفحه خانگي خود كنید ! تماس با مدیر سایت ! اضافه کردن این سایت به علاقه مندیها ! لینک RSS

العجل العجل يا مولاي يا صاحب الزمان

 

طراح قالب

امیرحسین مهدی پور


Powered By
BLOGFA.COM

گریه برابالفضل العباس (ع) آدمو به کجا میرسونه ؟ (علی گندابی)

امسال محرم اين داستان خيلي با دل من  بازي کرده . پيش خودم گفتم این داستان رو برای دوستان اينجا بیارم تا متوجه بشیم که گریه بر ابالفضل العباس (ع) آدمو به کجا میرسونه و . . .

اين داستان را مترجم شريف تفسير الميزان جناب آقاي سيد محمد باقر موسوي همداني (ره) که چند سال پيش به رحمت خدا رفت نقل کرده .

علي ناميه توي همدان ، در محله ي که الان کنار مصلي فعلي همدانه بنام گنداب در اين محله زندگي مي کنه . اسمش علي ه چون توي اين محله زندگي ميکنه بهش ميگن علي گندابي
علي گندابي قيافه بسيار زيبا و خوشگلي داشته . چشمهاي زاغ ، موهاي بور ، يه کلاه پشمي هم سرش ميذاشته که به اين زيبايدش مي افزود. اما لات بود ، ولي يه جو مهرفت و مرام ته دلش بوده.
جلوي قهوه خونه نشسته داره قليون مي کشه ، يه وقت ديد يه خانمي که تازه شوهر کرده وايستاده داره به اين علي نگاه مي کنه . علي هم تيپي زده بود ، خوشگله ديگه ، علي گندابي بلند شد موهاش و ژوليده و پوليده کرد کلاهه رو پرت کرد و گفت : علي خجالت نمي کشي يه جوري خودتو درست کردي که ناموس مردم داره به تو نگاه مي کنه
. . . . گذشت ، آ شيخ حسن ناميه ، روضه خونه توي همدان ، ميگه رفتم يکي از دهاتهاي همدان روضه بخونم . اومدم برگردم دير وقت بود درهاي دروازه رو بسته بودن، خدايا بخوام بمونم که حيوانهاي درنده اينجان ، بخوام برگردم دهات ، فردا صبح بايد مسجد جامع سخنراني کنم . اومدم درو بزنم  ديدم واويــــــلا ! ! ! چي شده ؟ ! ؟ علي گندابي قمه به دست عرق خورده داره عربده کشون با رفقاش پشت در وايستادن .... حالا بيا  و درستش کن ! چيکار کنم ؟ نه ميشه برگشت ، نه ميشه وايستاد ، نه مي تونم برم تو . ديگه دل و زدم به دريا خدايا توکل بر تو . در زدم علي گندابي درو باز کرد ، عربده مي کشه قمه هم به دستش ، تا منو نگاه کرد گوشه قباي منو گرفت . منو کشيد برد تو بهم گفت : آ شيخ حسن اين وقت شب اينجا چه غلطي مي کني ؟ گفتم : راستش علي جان رفته بودم يکي از روستاهاي اطراف روضه بخونم . گفت: شما هم نوبرشو آوردي ؛ سال به دوازده ماه روضه روضه روضه  چه خبره مگه ...
گفتم علي فرق مي کنه آخه . گفت چطور ؟ گفتم امشب شب اول محرم اباعبدالله الحسين .  علي عرق خورده مست لايعقل قمه به دست تا بهش گفتم امشب شب اول محرمه ، اينقدر با سر به دروازه زد گفت : علي خجالت نکشيدي محرم اومده تو عرق خوردي ؟ ! ؟ ! ؟ اي بي حيا ...همه وقت گناه ، توي محرم هم گناه ؟؟هي اين سره رو ميزنه به اين در . يه خرده که آروم شد قمه رو به دستش گرفت گفت : شيخ تيکه تيکه ات مي کنم . همين الان بايد بشيني اينجا برا من روضه بخوني . گفتم علی ! پدرت خوب مادرت خوب ، روضه مستمع مي خواد منبر مي خواد چايي مي خواد ... همين جورکه نميشه . گفت : اين حرفها نيست  تيکه تيکه ات مي کنم . هربلايي ميخواد سرم بياد بياد . بايد بشيني الان برا من روضه بخوني ...... منبر مي خواي ؟ باشه چهار دست و پا افتاد روي زمين گفت : خودم ميشم منبرت بشين روي شونه من شروع کن  روضه خوندن . اون افتاد روي خاک و ما نشستيم روي کمرش  . . . بسم الله الرحمن الرحيم الحمد الله . . . دوباره بلند شد گفت : شیخ ببین تجهیزاتتو بذار زمین . تیکه تیکه ات می کنم . منو معطل نکن . صاف منو ببر در خونه قمر منیر بنی هاشم ابالفضل العباس . بگو علی اومده . نشستم روی کمرش شروع کردم بدون مقدمه  " ای اهل حرم میر و علمدار نیامد . . . سقای حسین سید و سالار نیامد " ......یه وقت دیدم دارم بالا و پائین میرم ، نگاه کردم دیدم علی گندابی عرق خورده مست داره به پهنای صورت اشک میریزه و گریه می کنه .
روضه ام که تموم شد بلند شد دست منو گرفت  گفت : شیخ ممنونتم روضه خوندی . میشه یه کار برا من بکنی  من خجالت می کشم . گفتم بگو . گفت میشه رو کنی به سمت نجف امیر المومنین به آقا بگی آقا علی قول میده دیگه لب به عرق نزنه  قول میدم .خداحافظی کردیم رفت خونه ما هم رفتیم ونه ؛ فردا صبح رفتیم مسجد جامع نماز رو که خوندم روی منبر رفتم گفتم : مردم مژده بدم علی گندابی توبه کرده ... «« کسی قبول نمی کرد »» روضه که تموم شد با جمعیت رفتیم در خونه علی گندابی در زدیم زنش اومد بیرون گفت بله . گفتیم علی رو کار داریم . گفت علی نصف شب اومد ساکشو برداشت گفت : زن ! میرم یا آدم میشم بر می گردم یا دیگه بر نمی گردم ... کجا رفت ؟ فقط به من گفت جایی جز کربلا ندارم  میرم کربلا .
مدتی علی گندابی اومد کربلا مقیم کربلا شد خوب که زنگار از دلش زودوده شد ، بلند شد اومد نجف . میرزا شیرازی توی نجف داره نماز می خونه ، علی گندابی صف عقب بود کم کم اومد جلو اومد جلو اومد جلو تا ملازم میرزا شد . کنار میرزا ؛ هر وقت میرزا وارد حرم می شد تا می دید علی نیست صبر می کرد تا علی بیاد . یه روز دارن نماز میخوندن خبر دادند فلان عالم توی نجف مرده . میرزا گفت باشه قبری همین جا زیر پای زائرین امیرالمومنین بکنین بین الصلاتین بیارین نمازشو می خونم. بعد از نماز هم دفنش می کنیم . نماز اول رو خوندن ، گفتن میرزا قبر آماده شده اما اون عالم دوباره زنده شده قلبش شروع کرده به کار کردن . میرزا گفت : روی قبر رو نپوشونید یه حکمتی توی این قصه هست . نماز دوم رو خوندن السلام علیکم و رحمه و برکاته .... گفتن میرزا چی شده علی گندابی سر از سجده بلند نمی کنه . اومدن تکونش دادن ... علی .. علی . دیدن علی افتاده مرده از دنیا رفته .بعد میرزا لبخند زد گفت میدونید علی توی سجده آخر نمازش چی گفت ، امیر المومنین را واسطه قرار داد خدا رو قسم داد به آبروی علی گفت خدایا زیر پاب زائرین امیرالمومنین یه قبر خالیه ، من برم اونجا . خدا هم دعاشو مستجاب کرد

 گریه برابالفضل العباس (ع) آدمو به کجا میرسونه ؟؟؟ 


منبع وب حاج حمید

 نوشته شده توسط منتظر ظهور در تاریخ دوشنبه 16 دی1387 با موضوع سید الشهدا (ع)
هل من ناصر ینصرنی! غزه را دریابید!

گام به گام با کاروان

محرم آمد و دوباره فریاد "هل من ناصر ینصرنی" حسین(علیه السلام) به گوش میرسد و دوباره کوفیانی که قتل عام مسلمین را بدست یهودیان خیبری امضا کردند.

 آیا "ناصرانی" هستند که  ناله های زنان و کودکان مظلوم و درد کشیده غزه را "لبیک" گویند.


عزای سالار شهیدان است و عزای مسلمین، پس ای مسلمانان بپا خیزید تا در زمره" الذین سمعت بذلک و رضیت به(لعن الله علیهم)" نباشیم.

"رهبر آزاده انقلاب اسلامی: «همه مجاهدان فلسطین و همه مؤمنان دنیای اسلام به هر نحو ممکن موظف به دفاع از زنان و کودکان و مردم بی دفاع غزه اند و هرکس در این دفاع مشروع و مقدس کشته شود شهید است و امید آن خواهد داشت که در صف شهدای بدر و احد در محضر رسول خدا (ص) محشور شود.» "
 پی نوشت:
۱) التماس دعای فرج
۲) حتما یک سری هم به گام به گام با کاروان در وبلاگ هم وطن بزنید
منبع وبلاگ حیدریون
 نوشته شده توسط منتظر ظهور در تاریخ سه شنبه 10 دی1387 با موضوع هیئت جوانان منتظر المهدی (عج)
Type Writer Status Bar