
اشعار سید محمد رضا هاشمی زاده
.... با دردهای مولا
مولا چـــقدر غــــربـــت خـــود آه مـی کنی
این درد را که شـِکِوه سحـــر گـــاه می کنی
در سوت و کوروسعت شب،بغض خسته ات
با اشـــکـــهــای فاطـــمه هــــمراه مــی کنی
پسکوچـــه هــــای خـــلوت تـــار مــدینه را
لــبریـــز از ســـتاره و از مـاه مــی کنی
مولا چقــدر خــــون به دل بهــتر از گـُــلت
از زخمهــــای مــــردم گـــمـــراه می کنی
با کـــــولـــه بــــار غربــت درد غدیـــریت
گویــا هنوز زمـــزمــــه با چـــاه می کنـی

غدیر ای باده گردان ولایت رسولان الهی مبتلایت
ندا آمد ز محراب سماوات به گوش گوشه گیران خرابات
رسولی کز غدیر خم ننوشد ردای سبز بعثت را نپوشد
تمام انبیا ساغر گرفتند شراب از ساقی کوثر گرفتند
(حاج محمد رضا آقاسی)
( در یا در غدیر )
تاشکوفا کرد احمد........نام مولا در غدیر رسم شد با دست مولا شکل در یا در غدیر روح اقیانوس و روی افتاب و شور عشق در همان ساعت تجلی کرد یکجا در غدیر بر فراز دست های سبز پیغمبر شکفت لاله ای از لاله زار عرش اعلا در غدیر سر به زیربال وپر بردند مرغان سر به سر تا به دوش احمدی دیدند عنقا در غدیر جمله ی کروبیان از عرش پایین امدند تا کنند ان مهر زیبا را تماشا در غدیر لحظه های انتظار اخر به پایان امدند عاقبت مشکل گشایی شد هویدا در غدیر شب پرستان با تمام عقده ی پنهان خویش تهنیت گفتند در ظاهر به مولا در غدیر دست بیعت با علی دادند کل مسلمین چون قیامت گشت بر پا شور وغوغا در کویر وامصیبت تا محمد از جهان رحلت نمود گوییا هر گز نبودی ان تولا در غدیر شرمشان بادا تمام مردم دنیا پرست پس رها کردند این مظلوم تنها در غدیر دست نا محرم به سوز اتش ظلمش گرفت ان همه شوری که در دل داشت زهرا در کویر چون غدیر خم کلید فتح باب جنت است ای عزیزان راه توفیق است نتها در غدیر
..............شعر هاشمی زاده
|