*** مرو زهرا مرو زهرا مرو زهرا مرو زهرا ***
خواستم خنده کنم ماتم طه نگذاشت
خواستم گریه کنم طعنه اعدا نگذاشت
خواستم داد دل فاطمه گیرم زعدو
حکمت و مصلحت خالق یکتا نگذاشت
*** مرو زهرا مرو زهرا مرو زهرا مرو زهرا ***
آن زمانی که در خانه عدو آتش زد
خواستم من بروم ام ابیها نگذاشت
آن زمانی که گل و غنجه من پرپر شد
خواستم داد زنم ناله اسماء نگذاشت
جان دادن خود را پس ازغسل و دفن تو دیدم
با دست خود خشت لحد از برای تو چیدم
*** مرو زهرا مرو زهرا مرو زهرا مرو زهرا ***
دیدن میخ در خانه مرا آتش زد
خواستم جان بدهم زینب کبری نگذاشت
دست از غسل کشیدم که به من فرصت آن
صورت نیلی و آن سینه سینا نگذاشت
زهرای من خیزو ببین اشک غربت به چشمم
شد همسرت خانه نشین دگر از پا نشستم
*** مرو زهرا مرو زهرا مرو زهرا مرو زهرا ***
دشمنم خواست مرا جانب مسجد ببرد
تا نفس داشت در آن معرکه زهرا نگذاشت
آن زمانی که عدو فاطمه ام را می زد
چاره ای صبر به من غیر تماشا نگذاشت
در بین آن دیوار و در ای فدایی حیدر
دادی تو شش ماه پسر بهر یاری حیدر
*** مرو زهرا مرو زهرا مرو زهرا مرو زهرا ***

سيل اشكم راه بينائي گرفت بند بندم عطر زهرائي گرفت
عشق را از فاطمه آموختم چشم بر دست كبودش دوختم
دست او صدها گره وا مي كند دست او والله غوغا مي كند
دست او مشكل گشاي عالم است روي آن جاي لبان خاتم است
دست او دنياي احسان و صفاست دست او مشكل گشاي مرتضي است
حيف شد آن دست را دشمن شكست با غلاف تيغ اهريمن شكست
گويمت از قصه شهر نبي از شرار آتش و بيت علي
درد بود و آتش و افسردگي ياس بود و سيلي و پژمردگي
آه بود و ناله و بغض گلو پهلوئي بود و لگدهاي عدو
در ميان كوچه آن دنيا پرست راه را بر مادر سادات بست
گويمت سر بسته در آن كوچه ها فاطمه گم كرد راه خانه را
آه اي مجنون زبان در كام گير لب فرو بند و كمي آرام گير
