تبليغاتX
هیئت جوانان منتظر المهدی (عج)
   السلام علیک یا اباعبدالله ،خدایم تا خداست و این عالم به پاست مسیر قلب من به سوی کربلاست   
   http://SMSmazhabi.blogfa.com : به منظور گسترش فرهنگ ایرانی و اسلامی با ارسال پیام های خود وبلاگ ما را پر بار کنید : http://SMSmazhabi.blogfa.com   
 

منوی اصلی

صفحه نخست
پست الكترونيك
آرشيو مطالب
عناوين مطالب وبلاگ
تعداد بازديدها:


در باره من

اللهم عجل لوليك الفرج و العافيه و النصر و اجعلنا من خير انصاره و اعوانه و المستشهدين بين يديه
هر که خواهد منزل ما را بداند گو بيا کوچه مهر و خيابان وفا ؛ ميدان عشق
برای دریافت خبرنامه هیئت عضو شوید - انتخاب تعداد صلوات روزانه را فراموش نکنید.
 

آرشیو مطالب

· هفته چهارم آذر 1387
· آبان 1388
· مهر 1388
· شهریور 1388
· مرداد 1388
· تیر 1388
· خرداد 1388
· اردیبهشت 1388
· فروردین 1388
· بهمن 1387
· دی 1387
· آذر 1387
· آبان 1387
· مهر 1387
· شهریور 1387
· مرداد 1387
· تیر 1387
· خرداد 1387
· اردیبهشت 1387
· بهمن 1386
· دی 1386
· آذر 1386
· آبان 1386
· مهر 1386
· شهریور 1386
· مرداد 1386
· تیر 1386
· خرداد 1386
· اردیبهشت 1386
· فروردین 1386
· اسفند 1385
· بهمن 1385
· دی 1385

پيوندهاي روزانه

· gaza بمب گوگلی برای غزه غزه
· عرضه سخنرانی استاد پناهیان
· صالحین
· مرکز اطلاع رسانی اباصالح
· به سوی ظهور (طرح ختم صلوات)

آرشیو موضوعی

· اباصالح المهدی (عج)
· سید الشهدا (ع)
· امیر المومنین (ع)
· ریحانه النبی (س)
· رسول الله (صلی)
· هیئت جوانان منتظر المهدی (عج)

پيوندهـــــــــا

· مجمع کوثر ولایت قم
· هیئت بلاگ
· چهار قل
· کانون وبلاگ نویسان مذهبی
· اللهم عجل لولیک الفرج
· اللهم عجل لولیک الفرج
· صفحات انتظار در فراق گل نرگس
· یا اباصالح المهدی ادرکنی
· به وبلاگ المهدی خوش آمدی
· یا اباصالح المهدی (عج)
· مركز فرهنگي شهيد آويني
· کنیزان حضرت زهراء(س)
· چون او گفتن
· هیات دارالقرآن امام حسین (ع)
· اباالفضل (ع)
· حوزه
· شهید ولایت حضرت زهرا (س)
· بیقرار ظهور
· پاک مردان
· ويژه مَهدي منتَظَر
· آمده ام تا یوسف بخرم
· حق الیقین
· امید انتظار من
· سرزمین نور
· ردپای ایمان
· ریحانه النبی (س)
· حزب الله مي رزمد
· منتظر ظهور
· حـــــــــرف دل
· : : الهی نامه : :
· امام حاضر
· زمزمه دلتنگی در فراق یوسف زهـرا
· ....نسيم بهشت پنجره اي رو به آسمان....
· در محضر نائب الامام
· به يقين يوسف ما آمدني است
· يا ابا الصالح المهدي(عج)ادركني
· مهر بیکران
· خیلفه دوم بشناسید
· صــدای شـیــعــه
· خاطراتی از خدام حرم مطهر امام رضا (ع)
· یا ابا صالح مهدی
· تموم هستیه من انتــــــــــــظار
· اللهم عجل لولیک الفرج
· هئیت انصارالحسین علیه السلام
· تو بگو منتظرم یا نه (بی پناه)
· مبارزه با تهاجم فرهنگی دشمن
· فدایی سید علی
· يـــــــا عشـــــــق ادركنـــــــي
· خادمین اهل بیت
· روضه آب- خدمات صلواتي صوت و کلیپ و لوگو و بنر
· گلگفته (سیر و سلوک)
· ××× شب هجران ×××
· وبلاگ گروپ مذهبی حزب الله ایران
· گروپ مذهبی حزب الله ایران
· گل نرگس
· کبوتر (باران خواهد بارید)
· يوسف گمگشته (یه بیقــــرار)
· صفحات انتظار (عبد عاصی)
· صهیونیسم دروغ بزرگ (مهدی)
· موعود (قاصد سحر)
· تا جمعه ي ظهور (مجتبي رستم آبادي)
· اسلام حقیقی (خادم الامام)
· دلدادگان (حامد)
· مسیحا نفس (شوريده تر از فرهاد)
· مسیحای من (آسمون)
· دل نوشته هاي يك بچه بسيجي (حاج حسین)
· یوسف زهرا (منتظر)
· شاید این جمعه بیایدشاید...(سید ایلیا)
· او خواهد آمد .... (منتظر)
· سرخ
· کاروان دل (یوسف رحیمی)
· سروده هاي من (مجيد رجبی)
· هیئت محبان جوادالائمه(ع) غرب تهران
· × محبوب ×
· انتظار (مهدی میری)
· عشق (سید مقداد)
· اشعار سید محمد رضا هاشمی زاده
· مادر خوبیها - حضرت زهرا (س) (مرتضی)
· امام زمان(عج) (سمیه)
· شیدای سبز (سید مصطفی)
· اشک مهدی
· دنیا بی مهدی صفا نداره...
· دریای هدایت الهی (حسین اسلامی)
· ساحل دل (ريـحـــانــه)
· قاصدکهای سوخت (حاج سعید حدادیان)
· حقيقت اسلام
· کافشین (کریم شاهزاده)
· به رنگ انتظار (زهرا)
· مبارز ( یک بچّه مسلمان)
· پیامک های مبارز ( یک بچّه مسلمان)
· مبارز (محسن اردستانی رستمی)
· گردان تخریب
· هيئت جوانان حضرت علي اکبر (ع) - شمالغرب تهران
· قالب های مذهبی بلاگفا
· بیاتو جوانه سابق
· قالب های مذهبی

امکانات


اين سایت را صفحه خانگي خود كنید ! تماس با مدیر سایت ! اضافه کردن این سایت به علاقه مندیها ! لینک RSS

العجل العجل يا مولاي يا صاحب الزمان

 

طراح قالب

امیرحسین مهدی پور


Powered By
BLOGFA.COM

فلش زیبا و زیارت امام حسین علیه السلام از پایگاه تبیان
اگر باز نشد اینم لینکش :
http://urdu.tebyan.net/flash/ziarat%20imam%20hosein.swf 
 
 نوشته شده توسط منتظر ظهور در تاریخ یکشنبه 30 دی1386 با موضوع سید الشهدا (ع)
زمزمه عشق چیست ذکر ثنای حسین/کعبه دلها کجاست کرببلای حسین

 زمزمه عشق چیست ذکر ثنای حسین

کعبه دلها کجاست کرببلای حسین

اجر طواف حرم یافته در هر قدم

هرکه شود زائر صحن و سرای حسین

از در باب الحسین به باغ جنت رود

هر که زصدق وادب شود گدای حسین

شیعه عجب نیست گر جان دهد از تشنگی

از شرر اتش وا عطشای حسین

بر در باغ بهشت دست الهی نوشت

اُدخُلی ای زائر کرببلای حسین

دعا و صوم و صلاه جهاد و حج و زکات

قبول حق نیست بی مهر و ولای حسین

سزاست دل خون شود سرشک گلگون شود

زدیده بیرون شود یاد عزای حسین

آه که در قتلگه خواهرش امد زراه

دیده که قاتل برید سر از قفای حسین

هزار سال از غمش گذشت اما هنوز

لاله گریبان کند چاک برای حسین

هر جگر سوخته هر دل افروخته

چشم کرم دوخته سوی عطای حسین

آن بدن پاک را ان تن صد چاک را

گرفت بر روی دست پیش خدای حسین

گفت که یارب قبول نما زآل رسول

که خود توئی شاهد کوی منای حسین

                                                                       محمد نعیمی

 نوشته شده توسط منتظر ظهور در تاریخ چهارشنبه 26 دی1386 با موضوع سید الشهدا (ع)
در محرم سینه ها غرق ملالی دیگر است

 

در محرم سینه ها غرق ملالی دیگر است
جاری از چل چشمه دلها زلالی دیگر است

با حلولش برنخیزد جز فغان از عاشقان
طاق ابروی محرم را هلالی دیگر است

بس که لحظه لحظه هایش سرخ و عاشورایی است
سیر شیون کردنش امر محالی دیگر است

لحظه ای با لحظه هایش اشک حرمان ریختن
نیست ناممکن ولی محتاج حالی دیگر است

ماتمش اطفال را سازد چو زالان سوگوار
در غمش هر شیرخواری شیر زالی دیگر است

چند روزی با علم نی اسبها را هی کنند
کودکان را در محرم قیل و قالی دیگر است

هیچ کس چون ما نگیرد ماتم این ماه را
با محرم شیعیان را اتصالی دیگر است

تشنه یک سینه ی سیرم، مرا بسمل کنید
بال بال مرغ بسمل، بال بالی دیگر است

عزتی گرهست جز" هیهات منَ الذِله" نیست
درس عشق آموختن کسب کمالی دیگر است

هرچه داریم از حسین(ع) و عشق او داریم ما
هرچه داریم از ابولفضل(ع) با وفا داریم ما

 

هرچه داریم از شیر زن کربلا داریم ما

 

پس بیاید جان و دل را عاشورایی کنیم

در عزای عزیز زهرا(س) سوگواری کنیم

 نوشته شده توسط منتظر ظهور در تاریخ چهارشنبه 26 دی1386 با موضوع سید الشهدا (ع)
کعبه اهل ولاست کرب بلای حسین/در دل اهل دل است صحن و سرای حسین

 کعبه اهل ولاست کرب بلای حسین

در دل اهل دل است صحن و سرای حسین

حضرت زهرا شود هم دل و هم ناله اش

هر که زند ناله در بزم عزای حسین

جامه احرام خون کعبه بود  قتلگاه

کرببلا مروه و شام صفای حسین

درره وصل خدا ازهمه هستی گذشت

هستی خود را خدا ریخت به پای حسین

خانه دلها که نیست جای کسی غیر دوست

هم شده جای خدا هم شده جای حسین

داد جوان تا جوان پیرو راهش شود

جان حوانان ما باد فدای حسین

قطره اشکش کند نار سقر را خموش

هرکه کند بی ریا گریه برای حسین

اشک فشان حال کن گریه به گودال کن

تا شنوی زیر تیغ ذکر و دعای حسین

فاطمه در پیش روی خواهر او از قفا

شمر برید از جفا سر زقفای حسین

دردل هر کوچه ای حال و هوایی بود

کوچه دل را بود حال و هوای حسین

سر حقیقت ببین معنی وحدت ببین

خون حسین امده خون خدای حسین

(میثم)اگر بی نواست شهر دلش نینواست

نای وجودش بود پر زنوای حسین

                                                             حاج غلامرضا سازگار

 نوشته شده توسط منتظر ظهور در تاریخ چهارشنبه 26 دی1386 با موضوع سید الشهدا (ع)
باز این چه شورش است که در خلق عالم است

باز این چه شورش است که در خلق عالم است

باز این چه شورش است که در خلق عالم است
باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتماست


باز این چه رستخیز عظیم است کز زمین
بی نفخ صور خاسته تا عرش اعظماست


این صبح تیره باز دمید از کجا کزو
کار جهان و خلق جهان جمله درهماست


گویا طلوع میکند از مغرب آفتاب
کاشوب در تمامی ذرات عالم است


گرخوانمش قیامت دنیا بعید نیست
این رستخیز عام که نامش محرم است


در بارگاه قدس که جای ملال نیست
سرهای قدسیان همه بر زانویغم است


جن و ملک بر آدمیان نوحه می کنند
گویا عزای اشرف اولاد آدماست


خورشید آسمان و زمین، نور مشرقین
پرورده ی کنار رسول خدا، حسین


* * *
کشتی شکست خورده ی طوفان کربلا
در خاک و خون طپیده میدان کربلا


گر چشمروزگار به رو زار می گریست
خون می گذشت از سر ایوان کربلا


نگرفت دست دهر گلابیبه غیر اشک
زآن گل که شد شکفته به بستان کربلا
از آب هم مضایقه کردندکوفیان
خوش داشتند حرمت مهمان کربلا


بودند دیو و دد همه سیراب ومی مکند
خاتم ز قحط آب سلیمان کربلا


زان تشنگان هنوز به عیوق می رسد
فریادالعطش ز بیابان کربلا


آه از دمی که لشگر اعدا نکرد شرم
کردند رو به خیمه یسلطان کربلا


آن دم فلک بر آتش غیرت سپند شد
کز خوف خصم در حرم افغان بلندشد


* * *
کاش آن زمان سرادق گردون نگون شدی
وین خرگه بلند ستون  بیستونشدی


کاش آن زمان درآمدی از کوه تا به کوه
سیل سیه که روی زمین قیرگونشدی


کاش آن زمان ز آه جهان سوز اهل بیت
یک شعله ی برق خرمن گردون دونشدی


کاش آن زمان که این حرکت کرد آسمان
سیماب وار گوی زمین بی سکون شدی


کاشآن زمان که پیکر او شد درون خاک
جان جهانیان همه از تن برون شدی


کاش آن زمانکه کشتی آل نبی شکست
عالم تمام غرقه دریای خون شدی


آن انتقام گر نفتادی به روزحشر
با این عمل معامله ی دهر چون شدی


آل نبی چو دست تظلم  برآورند
ارکان عرشرا به تلاطم درآورند


* * *
برخوان غم چو عالمیان را صلا زدند
اول صلا بهسلسله ی انبیا زد


نوبت به اولیا چو رسید آسمان طپید
زان ضربتی که بر سر شیرخدا زدند


آن در که جبرئیل امین بود خادمش
اهل ستم به پهلوی خیرالنسازدند


بس آتشی ز اخگر الماس ریزه ها
افروختند و در حسن مجتبی زدند


وانگهسرادقی که ملک مجرمش نبود
کندند از مدینه و در کربلا زدند


وز تیشه ی ستیزه درآن دشت کوفیان
بس نخل ها ز گلشن آل عبا زدند


پس ضربتی کزان جگر مصطفیدرید
بر حلق تشنه ی خلف مرتضی زدند


اهل حرم دریده گریبان، گشوده مو
فریاد بردر ِ  حرم کبریا زدند


روح الامین نهاده به زانو سر حجاب

تاریک شد ز دیدن آن چشمآفتاب


* * *
چون خون ز حلق تشنه ی او بر زمین رسید
جوش از زمین به ذروه عرشبرین رسید


نزدیک شد که خانه ی ایمان شود خراب
از بس شکست ها که به ارکان دینرسید


نخل بلند او چو خسان بر زمین زدند
طوفان به آسمان ز غبار زمینرسید


باد آن غبار چون به مزار نبی رساند
گرد از مدینه بر فلک هفتمینرسید


یکباره جامه در خم گردون به نیل زد
چون این خبر به عیسی گردون نشینرسید


پر شد فلک ز غلغله چون نوبت خروش
از انبیا به حضرت روح الامینرسید


کرد این خیال وهم غلط کار کان غبار
تا دامن جلال جهان آفرینرسید


هست از ملال گرچه بری ذات ذوالجلال
او در دلست و هیچ دلی نیستبی ملال


* * *
ترسم جزای قاتل او چون رقم زنند
یک باره بر جریده ی رحمت قلمزنند


ترسم کزین گناه شفیعان روز حشر
دارند شرم  کز گنه خلق دم زنند


دستعتاب حق به در آید ز آستین
چون اهل بیت دست در اهل ستم زنند


آه از دمی که باکفن خون چکان ز خاک
آل علی چو شعله ی آتش علم زنند


فریاد از آن زمان که جواناناهل بیت
گلگون کفن به عرصه ی محشر قدم زنند


جمعی که زد به هم صفشان شورکربلا
در حشر صف زنان صف محشر به هم زنند


از صاحب حرم چه توقع کنند باز
آنناکسان که تیغ به صید حرم زنند


پس بر سنان کنند سری را که جبرئیل
شوید غبارگیسویش از آب سلسبیل


* * *
روزی که شد به نیزه سر آن بزرگوار
خورشید سربرهنه برآمد ز کوهسار


موجی به جنبش آمد و برخاست کوه
ابری به بارش آمد وبگریست زار زار


گفتی تمام زلزله شد خاک مطمئن
گفتی فتاد از حرکت چرخبی‌قرار


عرش آن زمان به لرزه درآمد که چرخ پیر
افتاد در گمان که قیامت شدآشکار


آن خیمه‌ای که گیسوی حورش طناب بود
شد سرنگون ز باد مخالف حبابوار


جمعی که پاس محملشان داشت جبرئیل
گشتند بی‌عماری محمل شتر سوار


با آنکه سر زد آن عمل از امت نبی
روح‌الامین ز روح نبی گشت شرمسار


وانگه ز کوفهخیل الم رو به شام کرد
نوعی که عقل گفت قیامت قیام کرد


* * *
بر حربگاهچون ره آن کاروان فتاد
شور و نشور واهمه را در گمان فتاد


هم بانگ نوحه غلغلهدر شش جهت فکند
هم گریه بر ملائک هفت آسمان فتاد


هرجا که بود آهویی از دشت پاکشید
هرجا که بود طایری از آشیان فتاد


شد وحشتی که شور قیامت به باد رفت
چونچشم اهل بیت بر آن کشتگان فتاد


هرچند بر تن شهدا چشم کار کرد
بر زخم های کاریتیغ و سنان فتاد


ناگاه چشم دختر زهرا در آن میان
بر پیکر شریف امام زمانفتاد


بی اختیار نعره ی هذا حسین زود
سر زد چنانکه آتش ازو در جهان فتاد


پسبا زبان پر گله آن بضعةالرسول
رو در مدینه کرد که یا ایهاالرسول


* * *
اینکشته ی فتاده به هامون حسین توست
وین صید دست و پا زده در خون حسین توست


ایننخل تر کز آتش جانسوز تشنگی
دود از زمین رسانده به گردون حسین توست


این ماهیفتاده به دریای خون که هست
زخم از ستاره بر تنش افزون حسین توست


این غرقهمحیط شهادت که روی دشت
از موج خون او شده گلگون حسین توست


این خشک لب فتادهدور از لب فرات
کز خون او زمین شده جیحون حسین توست


این شاه کم سپاه که باخیل اشگ و آه
خرگاه زین جهان زده بیرون حسین توست


این قالب طپان که چنینمانده بر زمین
شاه شهید ناشده مدفون حسین توست


چون روی در بقیع به زهرا خطابکرد
وحش زمین و مرغ هوا را کباب کرد


* * *
کای مونس شکسته دلان حال ماببین
ما را غریب و بیکس و بی آشنا ببین


اولاد خویش را که شفیعان محشرند
درورطه ی عقوبت اهل جفا ببین


در خلد بر حجاب دو کون آستین فشان
واندر جهان مصیبتما بر ملا ببین


نی ورا چو ابر خروشان به کربلا
طغیان سیل فتنه و موج بلاببین


تن های کشتگان همه در خاک و خون نگر
سرهای سروران همه بر نیزه هاببین


آن سر که بود بر سر دوش نبی مدام
یک نیزه اش ز دوش مخالف جدا ببین


آنتن که بود پرورشش در کنار تو
غلطان به خاک معرکه ی کربلا ببین


یا بضعةالرسول زابن زیاد داد
کو خاک اهل بیت رسالت به باد داد


* * *
خاموش محتشم که دلسنگ آب شد
بنیاد صبر و خانه ی طاقت خراب شد


خاموش محتشم که ازین حرفسوزناک
مرغ هوا و ماهی دریا کباب شد


خاموش محتشم که ازین شعر خونچکان
دردیده ی اشگ مستمعان خون ناب شد


خاموش محتشم که ازین نظم گریه خیز
روی زمین بهاشگ جگرگون کباب شد


خاموش محتشم که فلک بس که خون گریست
دریا هزار مرتبهگلگون حباب شد


خاموش محتشم که بسوز تو آفتاب
از آه سرد ماتمیان ماهتابشد


خاموش محتشم که ز ذکر غم حسین
جبریل را ز روی پیامبر حجاب شد


تا چرخسفله بود خطایی چنین نکرد
بر هیچ آفریده جفایی چنین نکرد


* * *
ای چرخغافلی که چه بیداد کرده ای
وز کین چه ها درین ستم آباد کرده ای


بر طعنت این بساست که با عترت رسول
بیداد کرده خصم و تو امداد کرده ای


ای زاده زیاد نکرده استهیچ گه
نمرود این عمل که تو شداد کرده ای


کام یزید داده ای از کشتنحسین
بنگر که را به قتل که دلشاد کرده ای


بهر خسی که بار درخت شقاوتست
درباغ دین چه با گل و شمشاد کرده ای


با دشمنان دین نتوان کرد آن چه تو
با مصطفیو حیدر و اولاد کرده ای


حلقی که سوده لعل لب خود نبی بر آن
آزرده اش به خنجربیداد کرده ای


ترسم تو را دمی که به محشر برآورند
از آتش تو دود به محشردرآورند

محتشم کاشانی

 نوشته شده توسط منتظر ظهور در تاریخ چهارشنبه 26 دی1386 با موضوع سید الشهدا (ع)
شعر

سلام

با عرض تسلیت به مناسبت ایام محرم الحرام

کلی شعر و لینک شعر تو وبلاگ پیام کوتاهم گذاشتم

این شعرها از كتاب "یك ماه خون گرفته،‌هفتاد و دو ستاره" سروده شاعر توانای آستان اهل بیت، جناب آقای غلامرضا سازگار است كه به همت جناب آقای حسین فتحی تهیه و تنظیم گردیده است

می تونید سر بزنید ---> (SMS) پــیــام های کوتــاه زیـبــا (SMS)

 نوشته شده توسط منتظر ظهور در تاریخ چهارشنبه 26 دی1386 با موضوع هیئت جوانان منتظر المهدی (عج)
در محرم سینه ها غرق ملالی دیگر است

در محرم سینه ها غرق ملالی دیگر است
جاری از چل چشمه دلها زلالی دیگر است

با حلولش برنخیزد جز فغان از عاشقان
طاق ابروی محرم را هلالی دیگر است

بس که لحظه لحظه هایش سرخ و عاشورایی است
سیر شیون کردنش امر محالی دیگر است

لحظه ای با لحظه هایش اشک حرمان ریختن
نیست ناممکن ولی محتاج حالی دیگر است

ماتمش اطفال را سازد چو زالان سوگوار
در غمش هر شیرخواری شیر زالی دیگر است

چند روزی با علم نی اسبها را هی کنند
کودکان را در محرم قیل و قالی دیگر است

هیچ کس چون ما نگیرد ماتم این ماه را
با محرم شیعیان را اتصالی دیگر است

تشنه یک سینه ی سیرم، مرا بسمل کنید
بال بال مرغ بسمل، بال بالی دیگر است

عزتی گرهست جز" هیهات منَ الذِله" نیست
درس عشق آموختن کسب کمالی دیگر است

هرچه داریم از حسین(ع) و عشق او داریم ما
هرچه داریم از ابولفضل(ع) با وفا داریم ما

 

هرچه داریم از شیر زن کربلا داریم ما

 

پس بیاید جان و دل را عاشورایی کنیم

در عزای عزیز زهرا(س) سوگواری کنیم

 نوشته شده توسط منتظر ظهور در تاریخ یکشنبه 23 دی1386 با موضوع سید الشهدا (ع)
مجموعه اشعار برای دهه محرم از شاهد

عباس تمرتاش (شاهد)

سلام

این اشعار به صورت یکئ مجموعه منظم و سریالی نوشته شده و ماجرای آل الله را از ورودیه تا عاشورا در وادی می و میخانه توضیح میده و من می خوام امشب اولین شعر و دومین شعر اون مجموعه رو که مربوط به ( ورود کاروان به کربلا و 2 طفلان زینب .س. ) را اینجا ثبت کنم تا بهتر با شکل و محتوای اشعار آشنا بشید و من را هم از دعا فراموش نکنید

االسلام علیک یا ابا عبد الله الحسین


..................... (( ورودیه کربلا !! )) ..................

دسته دسته میگساران غمزده ... آمدند وارد شدند در میکده
جملگی لب تشنه و بی تاب می ... دیده ها بر چهره ارباب می !!
تا بساط عیش ونوش اماده شد ... در کف مستان یکا یک باده شد!!
تا که ساقی درب خم می گوشود ... نا له ای دل از کفش نا گه ربود !!
نا له ای سوزان که سوزد هر دلی ... نا له ای محزون ز بین محملی !!
نا له ای از عمق جانی بی قرار ... نا له ای همراه باران بهار !!
نا له ای که تا قیامت با قی است ... مطلب و منظور او با ساقی است !!
ایها الساقی در خم وا مکن !!! اندر ایجا شورش و بلوا مکن !!
ساقیا ترسم خمت را بشکنند !!! در اسارت میگسارنت برند !!
ترسم اینجا گر دهی جوشی به می ... راس پاکت را کنند با لای نی !!
خمت ای ساقی ز هر زخمی بدور ... وای اگر بینم سرت را در تنور !!
ساقیا بر می در اینجا لب مزن ... ای حسین .ع. آتش دل زینب .س. مزن !!
................ ( شاهدا ) افشا مکن اسرار عشق !! ....................
.......... خون چکید از چشم گوهر بار عشق (جانم مهدی.ع. !!.........
((1/2/77 شاهد)) التماس دعا.

االسلام علیک یا ابا عبد الله الحسین


..............(( لاله های زینب .س. ))...................

در بر ساقی بنشستند خمار ... دو میگسار تشنه و تازه کار !!
هر دو بدنبال می ناب او ... محو رخ ساقی و بی تاب او !!
هر دو زتشنگی ز پا فتاده ... دیده هر دو بر خم است و باده !!
رفته ز کف صبر و قرار آن دو ... تر شده چشمان خمار آن دو
دامن ساقی چو گرفتند بدست ... می طلبیدند که شوند مست مست !!
دامن ساقی بگرفتند به شور ... تا که بنوشند ز شراب طهور !!
ساقی بیا و در خم وا نما ... این لب خشکیده ما تر نما !!
پیش تو با سوز و گداز آمدیم ... سوی تو با روی نیاز آمدیم !!
ساقی ببین سبوی ما خالی است ... می تو اگر دهی چقدر عالی است !!
آنکه سبو به دست ما داده است ... اکنون میان خیمه افتاده است !!
به حرمت آنکه برفته از هوش ...می را بده برای ما دمی جوش !!
به حرمت این باده و پیاله ... ما را مده جای دگر حواله !!
.............. (شاهد ) پر از می شد سبوی آن دو !! ...........
.............. چون غرق خون گردیده روی آن دو !! .................
(( شاهد )) 2/2/77 التماس دعا .


سومین روز بنام :
................(( سه ساله حسین رقیه خانم .س.)).............

اینجا بود محل ویرانکده ... یا بود این زمین همان میکده ؟!
اینجا بود اگر خرابه شام ... بوی می از چه برسد بر مشام ؟!
اینجا اگر جای غم و زاری است ... رود می از آن ز چه رو جاری است ؟!
خرابه جای خاک و سنگ است و خشت .. چرا پس اینجا شده است چون بهشت ؟!
ز روشنایی بود اینجا به دور ... چرا پس این خرابه است غرق نور ؟!
خرابه هر گز نه چو گلستان است ... نه جای نغمه های بلبلان است !!
بین خرابه جای مرغ حق نیست ... جای سر بریده در طبق نیست !!!!
طبق نه شایسته این سر بود ... که جای آن دامن دختر بود !!!
دامن دختری سه ساله و خرد ... که هر کجا گفتا :( پدر ) کتک خورد !!!
هر جا که بگرفت ز پدر نشانی ... سیلی بخورد سیلی آنچنانی !!!!!
چون نام بابش حبس در گلو شد !! نفس گره اندر گلوی او شد !!!
در بر چشم نیمه باز بابا !!!! رقیه.س. زد تا به سجحر دست و پا !!!!!!!!!!!!!!
........... (شاهد مگو دگر که جان شد به لب !! ...........
............. نمک مزن آخر به زخم زینب .س. !! ..............
((3/2/72)) التماس دعا.


روز چهارم بنام :

.............((حربن ریاحی )).............

پشت در میکده ات آمدم ... پیش رخ غمزده ات آمدم !!
سنگی زدم اگر چه بر سبویت ... مرا ببخش که آمدم بسویت !!
به حرمت این خم و این باده ات ... مرا مران از بر سجاده ات !!
دارم یقین به شرب ارغوانی ... هرگز محبان را ز خود نرانی !!
حب تو گشته در دلم من آری ... راهم بده در بزم میگساری !!
تشنه لبم ساقی شرابم بده ... به حق خواهرت جوابم بده !!
رفع عطش کن ز من تشنه لب ... به قطره قطره اشگ چشم زینب .س.!!
خوش بود آن دم که دهی باده ام ... تا که بگویم حر آزاده ام !!
غم دگر آن لحظه به دل ندارم ... سرمست می جان به رهت سپارم !!
................... ( شاهد ) ره حر ره آزادگیست !! ...........
............. این ره ره حسین.ع. و دلدادگیست !! ............
((4/2/77 )) شاهد . التماس دعا.


سلام.

(( روز پنجم ))

بنام ((کودک 4 یا 5 ساله امام حسن مجتیبی .ع.))
که وقتی عصر عاشورا صدای هلهله های کوفیان !! و تکبیرهای پی در پی عموی تنها و مظلوم !! خود را می شنود به هر شکلی خود را به عمو میرساند و بر روی سینه حسین .ع. با ضربتی که بر دستش می خورد و جدا میگردد و سپس تیری که حرمله به سینه اش زد بر روی سینه عمو سجده عشقی کرد !! که نپرس !!

..............(( عبداله بن الحسن .ع)) ............

کودکم اما پیاله نوش تو ... تربیت گردیده آغوش تو !!
کودکم اما نه خواب آلوده ام ... ایهالساقی شراب آلوده ام !!
کودکم آری ولی در بزم تو ... شکر و لله که شدم همرزم تو !!
آمدم بر جوش می افزون کنم ... آمدم می را به رنگ خون کنم !!
آمدم ساقی تو را یاری کنم ... از خمت با جان نگهداری کنم !!
ای تو سنگ انداز بی عقل و خرد !!! سنگ تو کی آورد جسمم به درد ؟!!
هر چه می خواهی بزن سنگ و کلوخ !!! کی بر عزمم می کند کارت رسوخ ؟!!
دست من بر گردن خم حلقه است(جانم!!) تیغ خود بر کش که هستم مست مست
تا نفسم دارم بنوشم از سبو ... پیش چشمان گهر بار عمو !!
ای عمو بشکست سبویم در برت !!! شد فدایت در رهت عبدالهت .ع. !!
در سجود عشق حق افتاده ام !!! سینه ات گردیده است سجاده ام !!
.............. ِ(ِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِشا هد) عبداله.ع. به خون تن نوشت .................
.............. روی آن سینه : بود اینجا بهشت.!! (به به !!) .............
(( 5/2/77)) شاهد التماس دعا.


االسلام علیک یا ابا عبد الله الحسین


سلام
(( روز ششم بنام)) :
.........................(( قاسم بن الحسن.ع. ))...................

هر خماری آمد اما در خروش ... ساقیا خم تو را آورد بجوش !!
صف به صف نوبت به نوبت یک به یک ... بر سلام جملگی گفتی : علیک !!
با سلامی تشنه ات بر (می) رسد ... ساقیا پس نوبت من کی رسد ؟!!
رمز عشق است گر (سلامی)بر تو نور ... گویم از عمق دلم با شین و شور :
السلام ساقی!! نشانم رخ بده ... یک علیکی هم به من پاسخ بده !!
ساقیا از کف برون شد طاقتم ... تشنه هستم می بده کن راحتم !!
ای که بر دریای غم چون ساحلی ... منهم آخر ساقیا دارم دلی !!
ساقیا دارم من از تو خواهشی ... گو دلم پیش تو دارد ارزشی ؟!!
گر یتیمان را دلی سوزد بگو ... با که گویند از شرار دل عمو !! ( آخ یتیمی ) !!!
................... ( شاهدا) بس کن ببند لب دم مزن !! ...................
............... می بنوشید قاسم.ع. آن جان حسن .ع..................
((7/2/77)) شاهد . التماس دعا.


سلام
(( روز هفتم)) بنام :باب الحوائج شش ماهه!!
........................(( علی اصغر .ع. )).....................

گر چه طفلی بین این گهواره ام ... پیش تو کوچکترین میخواره ام !!
مرحمت کن ساقیا در میکده ... یک قدح می هم بدست من بده !!
قطره ای می مست و بی تابم کند ... روی دستت ساقیا خوابم کند !!
تشنه کامم می بده رفتم زدست !! تیر کین چون بین حلقومم نشست !!!
ساقیا من را در آغوشت بگیر ... چونکه من نوشیده ام از نوک تیر !!!
ساقیا از سوزش می در تبم ... کن شتاب و بوسه ای گیر از لبم !!!( ای جانم ) !!
شادم از آنکه می آلوده شدم !!! روی دوشت از غم آسوده شدم !!!( به به) !!
بر رخت ساقی تبسم می کنم !!! سربلندت پیش مردم می کنم !!!
زین تبسم گشته ای مدهوش من ... گشته پاره گر چه گوش تا گوش من !!!!
.....................(شاهدا) بشکن قلم بلوا مکن !! ............
................ خون به قلب حضرت زهرا.س. مکن!!!! ..........
((13/2/72)) شاهد . التماس دعا.


سلام
(( روز هشتم)) بنام:

........................(( علی اکبر .ع.))....................

صحبت از می بود از لب تشنگی ... قصه خیل خمار و نشئگی !!
لطف ساقی همچو می در جوش بود...گفتگو دیگر ز عیش و نوش بود !!
زآن میان ناگه کسی قد راست کرد ... با دل ساقی هر آن چه خواست کرد !!!
شد بلند از جا خماری بی قرار ... اشگ چشمش همچو باران بهار !!
غصه و غم در دلش آمیخته ... زلف او را باد در هم ریخته !!!( جانم )!!
جانب ساقی برفت با یک سبو ... با سبویی خشک و خالی چون گلو !!
دامن ساقی گرفت و تاله کرد... ناله آن خمار هجده ساله کرد !!
ساقیا جانم فدایت دم بدم ... از چه رو افتاده نامم از قلم ؟!
وه!! چه شیرین است شرابت هم چو قند!! صبر کن ساقی در خم را مبند !!
منهم آخر ساقیا دارم عطش ... دست لطفی هم به روی من بکش !!
طلب آن شرب چون قند توام ... می بده بر من که فرزند توام !!!
خوش بود نوشیدن این شرب ناب ... غرق خون چون میدهی من را جواب !!!
می شوم سرمست و مدهوش ای پدر ... چون بفرمایی: بنوش می ای پسر !!
ای پدر رخ بر رخم چون می نهی ... من یقین دارم ز غم جان میدهی !!!
................(شاهدا) پیمانه بشکست و سبو !! ................
...................دم فرو بند و دگر حرفی مگو !! .......................
((24/1/78)) شاهد. التماس دعا.


 

 نوشته شده توسط منتظر ظهور در تاریخ یکشنبه 23 دی1386 با موضوع سید الشهدا (ع)
اين محرم و صفر است که اسلام را زنده نگه داشته است!

شروع ماه محرم رو به همه تسلیت میگم .

امیدوارم که بتونیم پیروان خوبی برای امام حسین(ع ) باشیم .

 در ادامه مطلب کلی مطلب از یگ گروه به اسم مذهبی در یاهو ارائه شده که سعی کنید بخونید

اين محرم و صفر است که اسلام را زنده نگه داشته است!

 

ایام محرم الحرام و ایام عاشورا و تاسوعا
 
 
شروع ماه محرم رو به همه تسلیت میگم .

امیدوارم که بتونیم پیروان خوبی برای امام حسین(ع ) باشیم .

ای ماه خدا! در تقویم دل ما خاطره هیچ ماهی به سرخی تو نیست! سلام خدا بر تو و بر ستارگانی که بر گردت حلقه زده اند! و سلام خدا بر خورشید فروزانی که در خود جای داده ای! ای ماه خون! بار دیگر از راه میرسی و با نسیم گرم کربلایی، قصه آلاله های سرخ را به گوش جان می رسانی. دوباره سکوت تاریخ را درهم می شکنی و بغض ناله را از تنگنای حنجره ها آزاد می کنی. بانگ چاووش کاروانت به گوش می رسد و شیدائیان را دوباره به مهمانی شور و حماسه فرا می خواند و جان عشاق را از جام گریه سرمست می کند.

و سلام بر محرم الحرام، ماه آغازین سال هجری قمری!

محرم راز دل بلاجویان و حرم مصفای اهل دل است، محرم نقطه پرگار اهل ولایت، محرم کتاب خون و شهادت، شور و شعور و کتاب عشق و شکوه شقایق شیدایی و کتاب غلبه نور بر ظلمت و جهل و نادانی است.
محرم ماه حماسه و شجاعت و جوانمردی، ماه ظلم ستیزی و مبارزه با تبعیض و ذلت است. محرم ماه امر به معروف و نهی از منکر و جمیع منکرات است.
و سلام بر حسین! سید و سالار شهیدان، سید اولیاء و شقایق سرخ روئیده در نینوا و سلام بر حسین! نور دیده بندگان خدا، گلبوته سرخ باغستان سبز توحید، عطیه بزرگ سرمدی و راهنمای راه رشد و شرف و فضیلت و هدف.
سلام بر حسین! که دلیری و آزادگی از قامت بلندش روئید و عشق از نامش حرمت یافت. سلام بر حسین! سالار همه ناشران عقیده و جهاد و سلام برحسین سرو بلند و آزادی و معرفت که از ذلت بیزار است و عاشق آزادی است.
حسین، عاشورا را آفرید و عاشورا حسینیان زمانه را، حسین خود را در بلا افکند تا ولا و ولایت به معنا بنشیند «البلاء للولا» با خون حسین تفسیر شد و مسجدالاقصی و کعبه هدی با خون حسین بقا یافت. حسین چون کتابی بی شیرازه، جسمش را به دم تیغ جباران سپرد تا شیرازه قرآن را مستحکم گرداند. حسین با خون خود عدالت، مظلومیت و عبودیت را عاشقانه تعبیر کرد.
حسین همه را به تلاش و مبارزه برای دستیابی به حقیقت زندگی فرا خواند. چرا که پیام کربلا و عاشورا پیام حریت، عدالت، عزت و سرافرازی است و نباید این اهداف بزرگ در مکتب حسین فراموش شود. اگر این اهداف نادیده گرفته شود فلسفه عزاداری و به تبع آن راه حسین(ع) فراموش خواهد شد. حسین بر ما آموخت که چگونه، عقیده را پاس بداریم. او راه جاودانگی معنوی و مردی را از راه درست و اصولی ترسیم کرد. پس بر او سلام باد.
 

التماس دعا 
 

غزل آتش


ادامه مطلب
 نوشته شده توسط منتظر ظهور در تاریخ دوشنبه 17 دی1386 با موضوع سید الشهدا (ع)
دریچه ای به باغ رباعی و دوبیتی (سید محمد رضا هاشمی زاده)

یا قائم آل محمد

منبع : دریچه ای به باغ رباعی و دوبیتی

(شاعر سيد محمد رضا هاشمی زاده)

 

........رباعي.........

انتظار

هجر تو ز درد و داغ دلگيرم کرد

اندوه و غم زمان زمين گيرم کرد

گفتند که جــمعه مـــيرسي از کعبه

اين رفتن جمعه جمعه ها پيرم کرد

ـــــــــــــ

چشمان تو باز صحنه سازي کردند

در کشور دل چه ترکتــــازي کردند

با شيوه ي مرگ و زندگي با دل من

چشمان تو در دو نقش بازي کردند

 

ـــــــــــــ

دستي که چو شعله ها سراپايت کرد

لبريز زموج مــثل دريـــايـــت کرد

تو خرمن آتــــشــي که تنها از دور

بي دغـــدغه مي شود تماشايت کرد

ـــــــــــــ

ديشب به دلم نشستي اي ماه به شعر

درد و غم تو چکيد چون آه به شعر

امشب ز دو چشم خود تو راباريدم

در وسعت اشک و آه همراه به شعر

ـــــــــــــ

از گريه پُرم چو شاخ باران خورده

چون بغض شکسته داغ ياران خورده

چون عابر دلشکسته ي خاک آلود

در جاده ي زخمي سواران خورده

اباصالح المهدی ادرکنی 

........دوبيتي.........

مرا چــشم تري چون رود دادنــد

دلي غمگيــــن و درد آلــود دادند

ره ورسم جهان اين بود از آغاز

به هر کس هر چه لايق بود دادند

 

ـــــــــــــ

دوبــيتي هاي در دفتر نشسته

دل تنگي است پشت در نشسته

دل من خرمني آتش گرفته است

که در حجمي زخاکستر نشسته

ـــــــــــــ

برو تا اين حــــوالي برنگردي

به اين آشفـــــته حالي بر نگردي

بگير اين دل ،دل زخمي کز اينجا

تو هم با دست خالي بر نگردي

ـــــــــــــ

من و تـو اتــفاقي ســـاده بوديم

پياده همســفر در جــــاده بوديم

دوبرگ تشنه ي خشکيده در باد

کــنــار دست آب افتـــاده بوديم

اباصالح المهدی ادرکنی

 

 

بينوايم، نوا نمي خواهم

 

دردمندم، دوا نمي خواهم

 

يوسف زهرا به تو سوگند

 

از خدا جز تو را نمي خواهم

 

(سمیرا)

 نوشته شده توسط منتظر ظهور در تاریخ چهارشنبه 12 دی1386 با موضوع اباصالح المهدی (عج)
Type Writer Status Bar